October 30, 2007

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن....... چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن
در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست.......... پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن
برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند...... ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن
تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت...... همت در این عمل طلب از می فروش کن
پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت........ هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن
بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق..... خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن
با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست......... صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن
ساقی که جامت از می صافی تهی مباد............... چشم عنایتی به من دردنوش کن
سرمست در قبای زرافشان چو بگذری........ یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن

October 25, 2007

in love with autumn


in love with autumn, originally uploaded by S H I V A.

پاييز را دوست دارم... پاييز را از تمام فصلها بيشتر دوست دارم...اين فصل جادوئي هر سال مرا جادو ميكند,مست ميكند,تا مرز بينهايت مرا سر خوش ميكند
پاييز كه مي آيد كودك مي شوم...پنج شش ساله,سرمست لابلاي برگهامي غلتم ,مشت مشت برگهارا به هوا مي ريزم تا رقص كنان روي موهايم بنشينند...واي كه چقدر كودكي را دوست دارم
پاييز كه مي آيد بيش از پيش عاشق آدمها مي شوم...خود آدمها...چقدر احساس آرامش ميكنم در كنارشان...از ديدنشان...حتي ديدنشان از دور به من بار ديگر اين باور را مي دهد كه زنده هستم
وقتي پاييز مي آيد دلم مي خواهد آرزوها و روياهاي بزرگم را براي مدتي كنار بگذارم...دلم ميخواهد ساعتها با آدمها, با تو, با كودكي ,روي برگها قدم بزنيم و با هم آهنگ پاييز را بنوازيم...خش خش خش

پاييز,آدمها,كودكي را دوست دارم
زندگي را دوست دارم

October 23, 2007

پرنده خواب می بیند

خیال دلکش پرواز در طراوت ابر
به خواب می ماند
پرنده در قفس خویش
خواب می بیند
پرنده در قفس خویش
به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد
پرنده می داند
که باد بی نفس است
و باغ تصویری ست
پرنده در قفس خویش
خواب می بیند

October 22, 2007

blue afternoon


blue afternoon, originally uploaded by S H I V A.

October 21, 2007

در تماشاگه پاییز

برگ ریزان همه خوبی هاست
می بریم از هم پیوند قدیم
می گریزیم از هم
سبک و سوخته برگی شده ایم
در کف باد هوا چرخنده
از کران تا به کران
سبزی و سرکشی سروری نیست
وز گل یخ حتی
اثری در بغل سنگی نیست
این همه بی برگی ؟
این همه عریانی ؟
چه کسی باور داشت
دل غافل اینک
تویی و یک بغل اندیشه که نشخوار کنی
در تماشا گه پاییز که می ریزد برگ

October 05, 2007

سکوت


سکوت, originally uploaded by S H I V A.

....سکوت صدای گامهایم را باز پس می دهد

October 03, 2007

A golden dream


A golden dream, originally uploaded by S H I V A.

October 02, 2007

باهم


باهم, originally uploaded by S H I V A.

من با تو ام ای رفیق ! با تو
همراه تو پیش می نهم گام
در شادی تو شریک هستم
بر جام می تو می زنم جام
من با تو ام ای رفیق ! با تو
دیری ست که با تو عهد بستم
همگام تو ام ،‌ بکش به راهم
همپای تو ام ، بگیر دستم

October 01, 2007

dream of autumn


autumn, originally uploaded by S H I V A.

کاج های زیادی بلند.
زاغ های زیادی سیاه.
آسمان بی انداره آبی.
سنگچین ها ,تماشا, تجرد.
کوچه باغ فرا رفته تا هیچ.
ناودان مزین به گنجشک.
آفتاب صریح.
خاک خوشنود.
چشم تا کار میکرد
هوش پاییز بود

touch the sky


, originally uploaded by S H I V A.